مشاهیر ورزش ایران

علی باغبانباشی

 علی باغبانباشی متولد 1303 در محله پاچنار طرقبه است . این قهرمان ارزنده دوومیدانی کشورمان در نخستین دوره بازی های آسیایی در سال 1951 هند موفق به کسب مدال طلا در ماده دو 5000 متر شد ضمن اینکه در همان رقابت ها در دو 3000 متر به مدال نقره دست یافت . باغبانباشی در بازی های آسیایی 1958 هم به مدال برنز مواد 10 هزار متر و 5 هزار متر رسید . در اینجا گفتگوی سایت قهرمانان و پیشکسوتان کشور در سال 1393 را خواهید خواند

- استعداد شما از زمانی که پادگان را بدون اجازه ترک کردید و سپس تنبیه انظباطی شدید و 2 دور، دور پادگان دویدید کشف شد، اما آیا قبل از آن استعداد دوندگی شما مورد توجه خانواده قرار گرفته بود؟
65
سال پیش استعداد من کشف شد، زمانی که طرقبه بودم و منزلمان در این شهر بود و با حرم امام رضا (ع) 46 کیلومتر فاصله داشت، صبح ها قبل از اذان صبح بیدار میشدم و تا مشهد میدویدم و پس از زیارت باز میدویدم تا به خانه برسم، حدود یک ساعت و ربع رفت و برگشت من به مشهد طول میکشید اما آن موقع نه خانوادم و نه خودم ونه شخص دیگری این استعداد را در من تشخیص ندادند.

-
هرچقدر که داستان فرارتان از پادگان را از روزنامه ها و مجلات خواندم باز سیر نشدم، خیلی جالب است...خودتان بگویید تا از زبان خودتان بشنوم....
برادر و خواهری نداشتم، تک فرزند و یکی یکدانه پدر بودم، حالا این یکی یکدانه خانواده باید برای خدمت سربازی از خانه دور میشد، همین مساله خیلی مرا اذیت می کرد، هنوز ۴۵روز نگذشته بودکه دلم برای خانواده ام تنگ شد. اما مرخصی ندادن، منم بدون مرخصی و پای پیاده ازپادگان تا طرقبه ( ۱۸کیلومتر ) دویدم و بعد از دیدن خانواده، دوباره از طرقبه تا مشهد را دویدم و رفتم پادگان … پادگان که رسیدم دیدم گروهبان متوجه غیبت من و چند نفر دیگر شده، که همه را به خط کرد و گفت دور پادگان را باید بدوید، شروع به دویدن که کردیم بعد از 1000 متر سربازهای دیگه خسته شدند، اما من دور کامل دویدم و ایستادم…! فرمانده‌ی گروهان که دویدن من را ندیده بود، گفت:" مگه نگفتم دور کامل باید بدوی؟" گفتم دویدم قربان … گفت: " فضولی موقوف ..! دوباره باید بدوی…!" خلاصه، دو دور دیگر به مسافت 8 کیلومتر دویدم و سر حال، جلوی فرمانده ایستادم و همین باعث شد مسیر زندگی‌ام تغییر کند…! یک روزگفتند جناب سروان با من کار دارد، خیلی ترسیده بودم پیش خودم گفتم با آن همه تنبیه دیگر میخواهند چه کار کنند تا اینکه دیدم جناب سروان با دکتر حسین بنائی رئیس تربیت بدنی آن وقت مشهد تماس گرفت و گفت: یک سرباز دارم که خیلی خوب می دود او هم گفت برای مسابقه بفرستش، من را با یک جیپ ارتشی به میدان سعد آباد مشهد بردند.

-
پیشکسوت و اعجوبه دو کشور ادامه می دهد
رییس تربیت بدنی تا من را دید، گفت: "چرا کفش و لباس ورزشی نپوشیدی؟" گفتم: ندارم …! گفت :" خوب برو سر خط الان مسابقه شروع می شه ببینم چند مرده حلاجی ؟" خلاصه با پوتین و لباس سربازی دویدم و دور اخر همه داد می زدن باریکلا سرباز، برنده که شدم دیدم همه میگویند: " سرباز رکورد ایران رو شکستی …!" من آن روز با پوتین و لباس سربازی رکورد ایران را شکستم و به من یک کاپ نقره ای دادند…! خبر رکورد شکنی من خیلی زود، به مرکز رسید و امریه دادند که بروم تهران، با اتوبوس به تهران رفتم و پرسان پرسان، خودم را به دژبانی مرکز رساندم و با فرمانده‌ی لشکر که روبرو شدم، گفت:" تو همون سربازی هستی که با پوتین رکورد شکستی؟" گفتم: بله قربان … گفت: "چرا این قدر دیر امدی و سریع من رو سوار ماشین کردند و به استادیوم امجدیه بردن، که قرار بود مسابقه بزرگی انجام بشه …!" مسابقه‌ی دوی ۵۰۰۰متر بود و من کفش و لباسی را که رییس تربیت بدنی مشهد داده بود، پوشیدم و رفتم لب خط…! یک دفعه صدای تیری شنیدم و هراسناک این طرف آن طرف را نگاه کردم ببینم چه خبر است !! که دیدم رییس تربیت بدنی با عصبانیت میگوید: چرا نمی‌دوی؟ بدو..! نگاه کردم، دیدم که آن 17 نفر دیگر چند مسافتی از من دور شدند و من تازه فهمیدم که صدای شلیک تیر برای آغاز مسابقه بوده است و چون در مشهد فقط با صدای حاضر رو مسابقه را شروع می کردم اینجا هم منتظر همان کلمه بودم نه صدای تیر، خلاصه شروع کردم به دویدن و یه عده هم من را هو می کردند و می گفتند: مشهدی تو از اخر اولی …! دور سوم را که دویدم تازه به نفر اخر رسیدم و تازه گرم شده بودم …! در دور بعد متوجه شدم که نفر چهارم هستم و با خودم گفتم: خدا را شکر لااقل چهارم می شم…! سه دور تا اخر مسابقه مانده بود، که دیدم فقط یک نفر با فاصله از من جلوتر است…! دور اخر خودم را به پشت سرش رساندم… به خط پایان نزدیک می شدیم که جلو زدم و اول شدم …! باز هم رکورد ایران را شکسته بودم و از عزیز منفرد که سال‌ها قهرمان ایران بود جلو زده بودم…! 

-
اولین مسابقه خارجی که شرکت کردید کجا برگزار شد؟
اولین مسابقه خارجی من به 60 سال قبل در کشور ترکیه بر می گردد، من و "عثمان"که یکی از دونده های خوب آن زمان ترکیه بود در مسابقات دو 5000 متر شرکت کردیم و من توانستم 10 متر او را عقب بگذارم و اول شوم، همین مسابقه در پاکستان هم برگزار شد و در آنجا هم توانستم "مبارک شاه" که قهرمان نامی پاکستان بود را در سه رشته دو 100 متر، 1000 متر و 5000 متر شکست دهم و سه مدال طلا کسب کنم. بعد از مدتی مسابقات المپیک آسیایی در هند برگزار شد و آنجا هم باز طلا گرفتم، نمیدانید ایرانی هایی که آنجا بودند چقدر مرا تشویق کردند! مرا سر انگشتانشان گرفتند و بلند کردند و واقعا لحظات خوبی بود. زمان "عبدالرحمان عارف" که رئیس جمهور عراق بود در مسابقات دو شرکت کردم و در سه رشته طلا گرفتم و پس از آن نیز در یونان و ترکیه مسابقه دادم بازهم اول شدم. درواقع در هشت المپیک شرکت کردم

-
هر دونده ای آرزویش این است که قهرمان دو ماراتن شود، شما به این آرزوی خود رسیدید...از آن روزها بگویید 
بله، قهرمان دو مارتن در رم ایتالیا شدم. مسافت دو مارتن 42 کیلیومتر است و ما دونده ها 40 نفر بودیم، دو نفر از این تعداد دونده قهرمان جهان بودند نظیر "اریک زاتوپت" و "عابد ویکلای" از حبشه، ما 40 نفر را با اتوبوس سر هفت فرسخ (فَرسَنگ یا فرسخ واحدی برای اندازه‌گیری مسافت و نزدیک به ۶٬۲۴کیلومتر است) بردند. وارد میدان المپیک که شدیم سه دقیقه بعد از من هم عابد ویکلای وارد استدیوم شد،مسابقه را بردم، اصلا فکرش را نمیکردم اول شوم، تمام روزنامه ها و و مجله ها کشورهای مختلف این خبر را پوشش دادند، 100 هزار نفر در استادیوم تشویقم میکردند، روزنامه های ایتالیا نوشتند قهرمان قهرمانان جهان از ایران، آن زمان مجله های اروپایی تیتر زده بودند که تنبیه انظباتی سربازخانه علی باغبانباشی را قهرمان جهان کرد

-
همیشه در سه رشته مدال میگرفتید، جمع مدال هایتان به چه عددی رسید؟
حدود 56 سال قبل در المپیک هندوستان هم در سه رشته شرکت کردم و سه مدال طلا گرفتم، 29 سال متوالی بدون باخت قهرمان ایران شدم. در عرض 29 سال در کشور،آسیا، جهان و المپیک توانستم 219 عدد مدال کسب کنم، همیشه در چهار رشته شرکت میکردم و اکثر مواقع قهرمان میشدم.

-
آن زمان که برای اولین بار قهرمان شدید، عکس العمل پدرتان چه بود؟ تشویقتان کردند؟
پدرم تشویقم میکرد و همیشه خیلی خوشحال میشد، بله، اولین بار که در سعد آباد مشهد اول شدم پدرم برایم گلدان بزرگ نقره ای آورد، خیلی خوشحال شدم و برایم خیلی شیرین بود

-
درحال حاضر با پیشکسوت هایی که همانند خودتان زمانی قهرمان و ورزشکار بوده اند در ارتباط هستید؟
بله با همه پیشکسوت ها ارتباط دارم، چند وقت پیش دعوت کردیم از برخی از پیشکسوتان و قبول زحمت کردند و به مشهد آمدند و سال گذشته نیز یک برنامه در تهران برگزار کردند و با آقای احمدی نژاد دیدار کردیم. با آقای صابری که آن زمان قهرمان دوی 8500 متر بود، آقای "قدرت برانداف" و و همچنین "امیر رجب زاده" و سایر پیشکسوت ها در ارتباط هستم، همه جا خیلی به من لطف دارند اخیرا مجسمه هفت متری از من را در وسط میدان شهر طرقبه نصب کردند و همچنین در منطقه نارمک تهران خیابان عظیمی را به نام من گذاشتند و در مشهد هم عنوان سالن ورزشی بزرگی را به نام من کردند که از همه تشکر میکنم.

-
مجسمه شما درحالتی است که مشعل بازیهای آسیایی 1353 تهران را روشن کردید؟آن روزها چند سال داشتید؟
بله، آن روزها 50 سالم بود و ديگر ورزش قهرماني را كنار گذاشته بودم. براي من افتخاري بزرگ بود كه مشعل بازي‌ها را حمل كردم. آن روز از شميران تا ورزشگاه آزادي را با مشعل طي كردم و پس از بالا رفتن از 215 پله آتشدان بازي‌ها را روشن كردم.

-
هنوز هم ورزش می کنید؟ فرزندانتان مثل شما استعداد دوندگی داشتند؟
درحال حاضر 800 حرکت ورزشی را با 90 سال سن هر روز انجام میدهم. بچه هایم مهندس راه و ساختمان هستند. پسر بزرگم 68 سال سن دارد یک بار در مسابقات دو 8 کیلومتر اول شد. سه پسر دارم و دو دختر که به سمت درس و مشق رفتند و راه من را ادامه ندادند

-
دلتنگی شما برای خانواده باعث شد قهرمان جهان شوید اما این قهرمانی سالها شما را در تهران نگه داشت وباعث دلتنگی بیشتری شد...
بله، زمانی که راه پیشرفت را در تهران بواسطه قهرمانی های پی در پی پیش گرفتم دیگر نگذاشتند مشهد برگردم و 38 سال در تهران ماندم، فوق دیپلم معماری داشتم و زبان انگلیسیم خیلی خوب بود و در وزارت اقتصاد مشغول به کار شدم. و پس از 38 سال حدود سال 54 بود که به زادگاهم طرقبه برگشتم و دیگر دوران قهرمانی سر آمده بود و خانه و زندگیم در مشهد بود و باید برمیگشتم



-
آیا به همه آرزوهایتان رسیدید؟
خداروشکر به همه آرزوهام رسیدم. در تمام همه 64 سال قهرمانی آنقدر با مردم و دوستان با کردار و برخورد خوب رفتار کردم که همه من را دوست دارند

-
به جوان ها چه توصیه ای دارید؟
توصیه ام به جوان ها این است که اول نظم معده و بعد ورزش را در نظر بگیرند یعنی بدانند چه بخورند و چه نخورند! باید سه میوه انگور، توت و زردآلو را به هیچ عنوان با غذای چرب نخورند. آن زمان از طرف کمیته ملی المپیک بدلیل اینکه زبان انگلیسیم خوب بود من را به آلمان فرستادند و در آنجا زیر نظر پرفسور ویشمن، اصول و علم تغذیه ورزشی را تعلیم دیدم، 121 نفر از تمام دنیا دعوت کرده بودند که از ایران من را فرستادند. در تهران به خاطر آگاهی به اصول و تغزیه ورزشی به من ایمان داشتند زیرا هیچ کس نبود که این دوره ای که من گذراندم را گذرانده باشد و فدراسیون دو و میدانی چندین بار برای تدریس این دوره از من دعوت کرد. درحال حاضر رئیس فدراسیون دو و میدانی آقای داورزنی هستند، ایشان زمانی که ورزشکاربودند و حدود 17/18 سال سن داشتند شاگرد من بودند، تیمور غیاثی هم که یکی از عجوبه های ورزش کشور است شاگرد من بوده است

-
طی مدتی که تهران بودید کار مربیگری هم کردید؟
38
سال تهران کارمند بودم و طی آن مدت 11 سال سرمربی تیم دو و میدانی تهران و 41 سال هم سرمربی تیم خراسان بودم. سال 54 از تهران به مشهد بازگشتم و الان حدود 48 است که در مشهد ساکن هستم. در حال حاضر نیز هرچند وقت یکبار برای پیشکسوتان مشهد کلاس میگذارم و برای آنها درباره علوم تغذیه صحبت میکنم، می گویم که ورزش کردن باید اصولی باشد، 5 قسمت بدن هست که تا گرم نشده نباید تمرین و ورزش را شروع کرد که شامل ساخته ها، غضروف ها، تاندوم ها، شریان ها و بافت هاست، اکثر ورزشکارهایی که صدمه میبینند سر این است که به گرم کردن این قسمت ها از بدن توجه ای نمی کنند.

-
آن زمان مجله ها و روزنامه های بسیاری اخبار قهرمانی شما را درج می کردند، از آنها چیزی نگه داشته اید؟
180
مجله و روزنامه ورزشی از 64 سال قبل دارم و از همه این روزنامه ها و مجله ها با حساسیت نگهداری میکنم

-
علی باغبانباشی کی از ورزش خسته می شود؟
تا زنده هستم ورزش میکنم، روزانه 800 حرکت ورزشی را انجام می دهم و هیچ وقت خسته نمیشوم. یک ورزشکار برای گرم کردن بدن خود باید 200 حرکت بدنی انجام دهد

-
رمز ماندگاری یک ورزشکار چیست؟
معروفیت و اسم و رسمش یک ورزشکار را ماندگار می کند، اسم و رسمی که باتوجه به کردار و رفتار نیک او بر سر زبانها باشد.در ایران و در کل کشورهای جهان اکثر مردم مرا میشناسند و همیشه هم سعی کرده ام رفتار و برخورد خوبی با مردم داشته باشم و همیشه از من به خوبی یاد شود

 Color SchemeMost of the Elements in Website Secondary MenuSecondary Menu Background Color Links ColorColor of Hyperlinks