مـقالات ســایت

تعلیم وتربیت درایران باستان

🕔1394/06/02 0 Comments

مورخین ودانشمندان وفرهنگیان مانند(هرودت – گزنوفون- استرابون وافلاتون)وغیره همه ازحسن رزش تعلیم تربیت ایرانیان عصر

خودتمجید نموده وستایش کرده اند.حتی درالسنه اروپائیان امروزتربیت و انضباط پارسهای قدیم ضرب المثل دیسیپلین و تربیت نظامیاست.

درتورات وانجیل ازدانش وهنروهوش ایرانیان آیات بسیاری مندرج است.کتابخانه ودانشگاههای ایران باستان معروف جهان بوده وملجآ وپناهگاه دانشمندان دنیای عصرخودبشمارمیرفته است.

دکترادلف راپ آلمانی که یکی ازدانشمندان معروف علم تعلیم وتربیت است ازقول نویسندگان یونان ورم قدیم درکتاب خودبنام مذهب

وآداب ایرانیان باستان مینویسدیکی ازچیزهائیکه موجب ترقی جسم وروح وتهذیب اخلاق ایرانیان باستان بود:روش صحیح تعلیم وتربیتی بودکه جوانان آنهابدون هیج عذری میبایست آنرافراگیرند.

این تربیت جوانان ایرانی را شجاع ونیرومندومیهن دوست بارمیآورد وآنانرادرزندگی باهوش، ساعی ، راستگوودرستکار    میساخت.

پرورش جسم وروح وبنیادتعلیم وتربیت درایران باستان بردو اصل قرارگرفته بود : نخست پرورش تن ،دوم تربیت و تنویرروان، پایه مذهب پیغمبرایران آشور زردشت نیز براین دو اساس استوار بود و درهمه جای اوستا تن قبل از روان و گیتی پیش از مینو ذکر می شود.

زمانیکه بشر روی زمین بنابرعقیده مذهبی خود دنیا را سرائی پوچ و گذران و دلبستگی بجهان را کار نابخردان دانسته و شهرت دانشمندان را درترک علاقه دنیوی و گزیدن کنج عزلت و تحمل انواع ریاضت و شکنجه های جسمانی دانسته ایرانیان بنابرتعلیم پیغمبر خود پرورش جسم را مقدمه تربیت فکر و روح ،و راه رسیدن بکمال معنوی را درسایه قدرت و نیرومندی تن میدانستند.

طبق مندرجات اوستا پیشوایان مذهب زرتشت نه فقط کارشان انجام فرایض دینی و برگزاری مراسم مذهبی بود بلکه شفا دادن به دردمندان و معالجه جسم بیماران بوسیله تجویز دوا یاعمل جراحی نیزاز وظایف آنان شمرده می شد.

بنابه برنامه های اوستا چون هر گونه درد و رنج و بیماری مولود نیروی اهریمنی وغلبه آن برانسان تشخیص داده شده بود.بنابراین هر فرد زرتشتی موظف بود علیه اینگونه مصائب بشری به پیکار برخاسته. بکوشد تا منبع و مولد تمام بیماری ها و ناخوشی ها را ازبین ببرد . زیرا درتن شخص ضعیف و دردمند فکر و روح نیرومند سالم نمیتواند وجود داشته باشد.

اگرچه دانشمندان امروزمفاد مثل (عقل سالم دربدن سالم)را ازامثال قدیم لاتین تصورمی کنند ولی بعقیده (دکترکاسارتلی)این      ضرب المثل از امثال معروف مذهبی ایرانیان است و این مذهب همان اهمیتی را که به پیشرفت و نیرومندی روان می دهد نسبت به تقویت وتوانائی تن نیزقائل بوده است.

ازآنجائیکه درمذهب زرتشتی نیرومندی تن وچالاکی  جسم دارای اهمیت خاصی بوده ایرانیان باستان درهنگام انعقاد جشنهای مذهبی

بنمایش ورزشهای قهرمانی سنجش و قدرت جسمانی پرداخته وبخصوص دردوره مهرپرستی درایران موقع جشن مهرگان انواع ورزش ها را بمعرض مسابقه می گذاشتند که بعدأ یونانیان آنرا اقتباس و ببازی المپیک معروف ساخته اندوپس ازآنکه دین مسیح غلبه یافت در اثر تعصب مذهبی مسیح ، جشن تولد مهر بنام جشن تولد مسیح معروف گشتو چون یونانیان می کوشیدند تا آثار و تمدن ورسوم دیرینه ایرانیان را ازمذهب وازبین مردم خارج کنند مانند جشن مهر،جشن المپیاد را با افتخارخدای خود ژوپیتر که فرشته شجاعت بود برپانماید.

تأسیس زورخانه وتمرین با ابزارهای جنگی اززمان قدیم درایران معمول بوده وجوانان برای ورزیدگی خودوبکاربردن گرزوکمان و

سپربه ورزش با میل و کباده وسنگ پرداخته و جهت غلبه برهم نبرد خود،درجنگ تن به تن بکشتی وبرای جلوگیری از سرگیجی در

جنگ های تن بتن با چرخ خوردن بدور خود خویشتن را ورزیده و آماده می کردند.

ایرانیان قدیم قبل از زورآزمائی و قدرت نمائی بزمین ورزش سجده می کردند که این نیز علامت فروتنی وتواضع آنها بود و به همین جهت درب ورودی زورخانه را کوتاه می ساختند تاهنگام دخول یا خروج مجبوربخم کردن ازکمر به بالا(تعظیم) که نشانه فروتنی است گردند.

رسم زمین بوسی قبل اززورآزمائی هنوز در زورخانه های ایران معمول است.

توانائی و نیرومندی تن یکی از بخش هائیست که اوستا کرارأ اهمیت آنرا متذکر شده است ازجمله یک نفر زرتشتی از ایزد یکتا خواستار چند بخشش است . نخست آخرت و سرانجام نیک . دوم قدرت و نیرومندی تن و سوم نیروی هوش خرد که جز بوسیله سلامتی وقدرت تن بدست نیاید.

در موقع نماز و عبادت نیز نیرومندی تن ، پایداری تن وپیروزمندی تن از جمله تقاضائیست که هر ستایشگری ازاهورامزدا خواستار می شده است.

جای دیگر در آیهای که بمعنی هزار و ده هزار تندرستی است، بخوبی اهمیت نعمت سلامتی و تندرستی را که ایرانیان پیوسته طالب آن بودند نشان می دهد.

مقصود از ذکر اینگونه مثال ها که دراوستا گنجانده شده است برای این است تا پی ببریم که تا چه اندازه ایرانیان در قدیم در برنامه تعلیم و تربیت جوانان خود به ورزش و سلامت روح اهمیت داده وچگونه نیرومندی فکر و روح را درسایه قدرت وبهداشت تن            می دانستند.

پروفسور دارمستر می گوید:«ضرب المثل معروف اروپائیان که پاکیزگی بعد ازخداپرستی است در حقیقت ترجمه ازآیه اوستائی بوده با این تفاوت که اوستا پاکیزگی روان دانسته است و آنرا هم در ردیف خدا پرستی شمرده است.»

دکتر آدلف راپ در کتاب خود راجع بطرز تربیت ایرانیان و نتیجه آن می نویسد که اهمیت و نتیجه این نوع تعلیم و تربیت ایرانیان هنگامی بخوبی آشکار گردید که دیده شده جوانان ایران زمین در اثر اینگونه آموزش و پرورش بصفات نیک انسانی مانند دارا بودن حس محبت . روح گذشت .راستگویی ، انصاف و مردانگی و نیرومندی تن آراسته شدند که در نتیجه توانستند در بین تمام ملل هم عصر خود شهرت بسزا یافته و با دارا بودن این صفات پسندیده پیشوا و مشعل دار علم و معرفت و اخلاق کردند و موفق شوند تا نام درخشان و قدرت بی پایان خود را بجهانیان نشان داده و در تاریخ ملل متمدن عالم مقام ارجمندی را بدست آورند .

پس اگر افلاطون دانشمند بزرگ که روش تعلیم و تربیت ایرانیان را ستوده و آنرا برای تربیت نسل بشر مؤثر دانسته و روش ایرانیان را سرمشق ایرانیان را سرمشق و نمونه برای ملل دیگر خوانده اشتباه نکرده است .

برای آنکه ادعای ما نسبت به علاقه ایرانیان قدیم بورزش و سلامت نفس ثابت شود بشرح زیر توجه فرمائید:

در قدیم الایام در اول سال ( نوروز) رسم چنان بود که مؤبد مؤبدان یعنی یکی از پیشوایان بزرگ کیش مقدس زردشت با یک دسته خوید سبز ، یک شمشیر، یک تیر و کمان یک انگشتر – یک قلم – یک جام می و مقداری سکه زر باتفاق یک جوان خوبروی که یک اسب و یک باز همراه داشت به خدمت شهریار می رفت او را ستایش می کرد و می گفت:

       آفرین مؤید مؤبدان – شها بخش فروردین بماه فروردین . آزادی کن بر یزدان ( آزادی کن بمعنی شکر و سپاسگزاری) و دین کیان ، سروش آورد ترا دانائی و بینایی بکار دانی و دیر زیو با خوی هژیر و شاد باش بر تخت زرین . و انوشه خور بجام جمشید و رسم نیاکان و همت بلند و نیکو کاری و ورزش داد و راستی نگاهدار.

سرت سبز باد و جوانی چو خوید . اسبت کامکار و پیروز و تیغت روشن و کاری بر دشمن و بازت گیرا و خجسته بشکار، و کارت راست چون نیرو هم کشوری بگیر نو . بر تخت با درم و دینار . پیشت هنری و دانا گرامی و درم خوار و سرایت آباد و زندگانی بسیار .

این رسم که سرمشق تربیتی برای شاهان و پیران قوم و کلیه ایرانیان قدیم بوده می رساند که ایرانیان تاچه حد بپاکی روح و روان و راستگویی و سلامت تن علاقمند بوده اند این دستور که بفرمان داریوش بزرگ در بیستون نوشته شده ادعای ما را بخوبی ثابت می کند .

این است آنچه من کردم . هر چه کردم بهر گونه بفضل اهورامزدا بود از زمانی که شاه شدم نوزده جنگ کردم بفضل اهورامزدا لشگریان را درهم شکستم و نه شاه را گرفتم این نه نفر را درمیان این جدال ها دستگیر کردم . ممالکی که شوریدند دروغ آن ها را شوراند زیرا بمردم دروغ گفته پس از آن اهورامزدا این اشخاص را بدست من داد و با آنها چنانچه می خواستم رفتار کردم .

ای آنکه پس از این شاه خواهی بود باتمام قوا از دروغ به پرهیز اگر فکر کنی چه کنم تا مملکت من سالم بماند دروغگو را نابود کن .

راجع به ورزش قدیم ایران

از آثار تاریخی و روایاتی که در کتب مختلفه مشاهده می شود معلوم می گردد که ایرانیان از قدیم الایام بورزش و نیرومندی تن توجه داشته و باخلاق و رفتار نیک و صفات خوب و جوانمردانه اهمیت خاصی داده و جوانان را برای رسیدن بمقام مردی و دارا شدن شایستگی دخول در زندگانی اجتماعی بانجام عملیات ورزش های گوناگون و در عین حال سخت و دشوار تشویق و تربیت می نمودند و برای آنکه آن ها را زنان و مردانی مجهز برای خدمت به میهن و مفید در زندگانی اجتماعی بارآورند بکارهای سخت و         طاقت فرسا و خستگی و گرسنگی و بی خوابی عادتشان می دادند و پیوسته می کوشیدند که زنان و مردان ایرانی دارای صفات عالیه انسانی باشند . از بیشتر آیات اوستا و گفتار و نوشتجات مورخین و جهان گردان خارجی نسبت به تندر ستی و سلامت جسم و روح که ایرانیان قدیم به آن اهمیت فوق العاده می دادند معلوم می شود که ایرانیان قدیم مردمانی بشر دوست و نیک کردار و نیرومند بوده اند . پیغمبر ایران قدیم آشور زرتشت ضمن تعالیم علمی و سودمند خود عقاید باطل و خرافاتی دانشمندان زمان را که عبارت از ترک دنیا نمودن و کنج عزلت انتخاب کردن بود با کیاست و تهور و زبردستی و پشتکار کامل بکنار زده و دنیا را چنین معرفی کرد که دنیا میدان رزم و ستیز بین بدو نیک است و بشر از این جهت به دنیا آمد تا بر علیه زشتی و دروغ و ناپاکی ستیزه و مبارزه کرده و بقدری فداکاری نماید تا بدی و دروغ و ظلم و ستم از جهان برافتد و بجای آن نیکی و راستی و نوع دوستی تمام گیتی را زیور بخشد تا در تمام دنیا بشری سعادتمنتد و کامیاب زندگی کند و برای رسیدن باین هدف عالی معتقد بود که ابتدا هر کس باید ضعف و ناتوانی، رنج و بیماری، گدائی و نادانی ، اسارت و بندگی را از خود دور سازد و این صفات بد بشری را دشمن آرایش و صفای گیتی میدانست.

در قدیم هر جوانی پس از گذشتن از آزمایش های حقیقی اجازه داشت و می توانست مبادرت بزناشوئی نموده و تشکیل عائله دهد .

ورزش هاییکه بیش از همه در ایران قدیم اهمیت خاصی داشته و تا کنون هم در بین مردم ایران حتی ده نشینان بیادگار باقی مانده     ( کشتی گیری ،چوگان بازی ، اسب سواری ، تیراندازی ، شکار حیوانات وحشی و رقص های مختلف) است که در ایام عید و روزهای عروسی هنوز هم مردم از پیر و جوان و زن و مرد خود را با آن ها مشغول ساخته و قدرت و همت و تهور جوانان را آزمایش می نمایند.

در سراسر شاهنامه اشعاری درج است که حاکی از آن می باشد که عملیات زورآزمایی ، تیراندازی ،زوبین افکنی، چاک سواری ، شمشیربازی و کشتی گیری در ایران قدیم معمول و متداول عمومی بوده و کراراً پادشاهانی را نام می برد که در هنگام بزم و شکار رزم برای سرگرمی خود و مشاهده قدرت و مهارت شاهزادگان و درباریان و همراهان مسابقه هایی قسمت ها تشکیل و برندگان را باخذ جوائز شاهانه مفتخر می کردند .

بازی چوگان که ایجاد کننده آن ایرانیان بوده و بعداً از ایران به هندوستان و انگستان رفته برای چالاک و جسور شدن جوانان و ایجاد حس همکاری و تربیت اسبان اصیل بوده که مورد توجه عموم ایرانیان بخصوص سلاطین قرار گرفته .

بازی کریکت و گلف که در انگلستان و اسکاتلند پیدا شده ریشه آن از بازی چوگان گرفته شده است .                 

آثار و مدارک موجوده در موزه ها و کتابخانه های بزرگ دنیا این ادعای ما را ثابت می کند . نویسنده دو تابلو زیبای چوگان بازی را در کتابخانه واشنگتن ملاحظه کرده که متعلق به قرن شانزدهم می باشد .

شرح مسابقه گوی و چوگان بین دسته ایران که بسر دستگی سیاوش و افراسیاب انجام شد و اشعاریکه باین شرح گفته شده یکی دیگر از مدارک ادعای ما است. 

همان روز گردان بمیدان شدند                       گرازان و باروی خندان شدند

چنین گفت پس شاه توران بدوی                     که یاران گزینم در زخم گوی

سیاوش چنین گفت با شهریار                        که کی باشدم دست چوگان بکار

برابر نیارم زدن با تو گوی                          همیدان هماورد دیگر بجوی

یکی از رشته ورزش هاییکه در ایران قدیم معمول بوده و هر ایرانی بخوبی آنرا میاموخته زوبین افکنی است .

این ورزش برای افراد پیاده و سواره بکار می رفته و مهارت در آن بوده که با یک حرکت دشمن را از پای درآورد.

مورخین گفته و نوشته اند که ایرانیان بقدری در هدف گیری با زوبین مهارت داشته اند که از فاصله زیاد دشمن را ناکار می نمودند مخصوصاً در جنگ بین مصر و ایران غلبه ایرانیان در اثر فن زوبین افکنی بوده که مصریان از وجود آن بی اطلاع بودند زوبین را از چوب نخل و باندازه یکمتر درست می کردند . تیراندازی با کمان نیز یکی از ورزش های قدیم در ایران بوده که بگفته گزنوفون باطفال کوچک تا شانزده سالگی تعلیم داده می شد . شرح راجع بجنگ رستم و اشکبوس در شاهنامه ادعای دیگر ما را ثابت می کند.

در اغلب ورزش ها بانوان نیز اشتغال می ورزیدند و عده ای از آن ها یافت شده اند که دارای استعداد کافی بوده و موقع آزمایش در کشتی و سواری و تیراندازی و رقص در مقابل مردان لیاقت کامل از خود نشان داده اند .

ایرانیان قدیم معتقد بودند که ورزش برای زن و مرد لازم و هر جامعه با داشتن زنان و مردان سالم و ورزیده و با قدرت می تواند افراد لایق و مفید برای کشور تهیه نماید . از این رو موقع ازدواج یکی از شرایط مهم ، سلامت زن و مرد را می دانستند . ایرانیان قدیم بقدرت بدن و قوت بازو اهمیت می دادند . حکایات و اغراق گویی هاییکه از زور و بازوی پهلوان نامی ما رستم که بیشتر بافسانه شبیه است گفته و شنیده می شود نشانه ای از وجود افراد قوی در این سرزمین بوده و نمونه ای از علاقه ایرانیان بزور و قوت می باشد و باید قبول کرد که عموماً افسانه های ملی نمونه ایست از وقایع مهم تاریخی و اخلاق و روش مردم در آن زمان ، رقص و خواندن نواها با آهنگ های مختلف در بین طوائف هنوزهم معمول است .

پادشاهان و رؤسای قبائل علاقه مخصوصی بدیدن و تشویق ورزشکاران ماهر داشته و اغلب شخصیت ها نیز در آزمایش ها شرکت می نمودند . یکی از مشخصات جشن ها و عروسی ها در ایران قدیم افروختن مقدار زیادی آتش بوده . آتش افروزی  در جشن سده و شب نوروز و مهرگان و سایر جشن هاییکه تا کنون در بین زرتشیان بیادگار مانده آثاری از این روش باستانی است و چهارشنبه آخر سال را که ایرانیان با بافروختن توده های آتش و پریدن از روی آن جشن می گرفته و هنوز هم می گیرند نمونه ای از رسم آتش افروزی در جشن های ایرانیان است . آتشی که امروزه در افتتاح المپیادها بر افروخته می شود رسمی است که یونانیان از آداب و آثار ملی و عقاید ایرانیان قدیم گرفت بودند .

صفات مردانگی ایرانیان که به زبان خارجی ( جنتلمن و یا شوالیه ) گفته می شود از مرام اولیه هر ایرانی بوده است ، چنانکه هردوت مورخ یونانی می گوید که ایرانیان دارای سه صفت ممتاز مردانگی بوده اند: راست می گفتند . راست بر اسب می نشستندو راست تیر می انداختند . ایرانیان از قدیم راستگو و درست کردار بوده اند چنانکه می گویند که خشایارشاه پادشاه ایران روزی در مجلس عید با حضور کلیه سران قوم خداوند یکتا را شکر می کند که نگذاشته است مخوف ترین دشمن بشر یعنی دروغ از سرحد بایران داخل شود .

دین مبین اسلام ( شناوری – تیراندازی- سواری) را برای مسلمانان لازم و بلکه واجب دانسته و نیز از لحاظ تشویق مردم به ورزش شرط بندی را که در دین اسلام منع است در تیراندازی و اسب سواری اجازه داده است .

سرکرپورتر(Sir Ker Porter) می گوید که شواهد بسیاری از نوشته های مورخین قدیم در دست است که نخستین گروه سواره نظام در ایران بوجود آمده و بعداً سایر ملل آنرا به پیروی از روش ایرانیان در کشور خود تشکیل داده اند .

مسابقه های ارابه سواری که بعداً در یونان تقلید و در مسابقه های قدیم داخل شده اقتباس از سوارکاری و مسابقه ایست که ایرانیان قدیم ضمن برنامه جشن ها عملی می کردند .

رمی ها نیز پس از استیلای بر یونان مسابقه های سواری را از یونان تقلید نمودند پلوتارک عقیده دارد که پس از تسلط دولت رم بر ملت انگلستان این مسابقه و رسوم در آنجا نیز شیوع یافت . و همین مسابقه های اسب دوانی که فعلا مورد استقبال کامل ملت انگلیس قرار گرفته و به آن افتخار می نمایند اثری است که از ایران زمین به آنجا رفته است .

هردوت مورخ یونانی نوشته که ایرانیان در تربیت فرزندان خود از سن پنج سالگی تا بیست سالگی راستی – تیراندازی و اسب سواری را می آموختند.

گزونوفن می گوید فراگرفتن فن اسب سواری جزو قوانین کشور ایران و لازمه ایرانی بودن و نجابت هر فرد ایرانی بشمار می رفته . بزرگی مقام اجتماعی اشخاص بر جسته متناسب با داشتن اسب های اصیل بود .

از قسمتی از لوحه داریوش بزرگ که بشرح زیر است و متعلق به بیست و پنج قرن پیش می باشد در حفریات کانال سوئز بدست آمده معلوم می شود که ایرانیان باستان تا چه اندازه به اسب های نجیب اهمیت می دادند .

« خدای بزرگی است اهورمزدا که آن آسمان را آفریده ، که این زمین را آفریده ، که خوشی را به بشر داده که داریوش را شاه کرد ، داریوش را بسلطنت مملکتی رسانیده منم داریوش ، شاه بزرگ ، شاه شاهان ، شاه ممالکی که از تمام نژادها مسکون است . شاه این زمین بزرگ تا آن دورها ، پسر ویشتاسب هخامنشی .»

تاریخ دقیق و صحیح ورزش باستانی ما متأسفانه در اثر پیش آمدهایی که در چند جنگ رخ داده در دست نیست ولی بطور کلی می توان گفت که پس از برهم خوردن اساس تشکیلات ساسانی و فشار دشمنان ، راد مردان پاک ایران زمین برآن شدند که بهر نحوی که ممکن است جوانان را بیدار و آن ها را برای یک جنبش عظیم ملی آماده نمایند . نهضت هایی که بدست ایرانیان اتفاق افتاده زیاد است تاریخ شاهد بسیار صحیحی از این جنبش ها و مقاومت ها و تحولات می باشد که چون از موضوع بحث ها خارج است از تشریح آن ها صرفنظر می کنیم و به اصل موضوع یعنی ورزش باستانی ایران می پردازیم .

بعد از حمله مغول به ایران تشکیلات مخصوصی از طرف ایرانیان در تمام نقاط کشور بوجود آمد. این تشکیلات بسیار دقیق و منظم بوده و شخص معینی محرمانه راهنمایی دسته ای از جوانان را عهده دار گشت و در تمام مملکت محل هایی برای ورزش بنام زورخانه تهیه شده و هزینه آن را هم خود ساکنین محل تأمین می نمودند که تاکنون با کمی تغییر ولی با همان آداب و سنن مخصوص این زورخانه ها حفظ گردیده است و همه روزه در برنامه رادیوی تهران توأم با اشعار وطن پرستی و انسان دوستی و احترام به بزرگان و معلمین و کمک به زیردستان و بی نوایان که شاعر معروف و بزرگ ما فردوسی سروده است برناهم خاصی اجرا می گردد .

در عملیات زورخانه خانم ها شرکت نداشتند .

لغت زورخانه یعنی محل کسب زور و در تمام زبان های بیگانه به همین لفظ یعنی زورخانه نوشته وگفته می شود.   

اروپائیان وامریکائیان که به ایران مسافرت می نمایند یکی ازنقاط  دیدنی آن ها که جزو یادداشت هایشان ثبت می شود                دیدن زورخانه است که ازمشاهده عملیات ورزشی ایرانیان بسیارمحفوظ می شود.

           چون اصل مهم و اساسی و منظور مردان ایران پرست از تأسیس زورخانه زنده داشتن روح جوانان و اجتماع آن ها و ایراد

 سخنرانی اخلاقی  و تربیتی – خواندن اشعار وطن پرستی و تکریم از دین اسلام و ایجاد وحدت فکر بوده است و برای اجرای آن لازم بود که این فعالیت بطور بسیار محرمانه و دور از اجتماع عملی گردد که دشمنان برای برهم زدن اساس آن نتوانند اقدامی بکنند . از این لحاظ همیشه زورخانه را در کوچه های دور از وسط شهر و پرت آماده می کردند و برای آن که صدای ورزشکاران به بیرون نرود آنرا تا حدود ده متر زیرزمین بنا می کردند و در آنرا بسیار کوتاه می ساختند و منافذ بسیار کوچکی در اطراف و طاق آن می گذاشتند.

این محله محوطه ای بود که در وسط آن گودالی بعمق 70 تا 90 سانتیمتر و 6تا 8 ضلع داشت و مساحت آن از 3 ×3 تا 5×5 متر که فقط 16 تا 18 نفر می توانستند در آن واحد محل ورزش نمایند بود . ارتفاع طاق این محل اغلب به 15 متر می رسید برای آن که بتوانند در میل بازی که اسبابی است کاملاً شبیه به مسو (Messu)ولی وزن آن بتفاوت از هر دانه یک کیلو تا 40 کیلو می رسد براحتی عمل نمایند .

وسایل کار آن ها عبارت است از ( میل – گپرپه – سنگ – تخته شنا    ) که اغلب این ها از لحاظ وسایل جنگی آن موقع تهیه شده بود. لباس ورزشکاران عبارت از یک شلوار تنگ و بلند چرمی است که در کشتی و ورزش موجب ناراحتی و خراش بدن آن ها نگردد و علاوه بر اجرای ورزش های گوناگون با این وسائل چرخ خوردن و کشتی گرفتن هم جزو آن بود .

اجرای کلیه ورزش ها و حرکات با دستور شخصی است که در وسط آن محوطه جزو ورزشکاران ایستاده و با صدای طبل شخص دیگر که درخارج نشسته و زننده طبل است و ضمناً اشعار فردوسی و اخلاقی و تربیتی را می خواند اجراء می شود . شخص وسط را پیشکسوت و خواننده و نوازنده طبل را مرشد می گویند که تمام ورزشکاران بهر دوی آن ها احترام گذاشته و به هیچوجه از دستورات آن ها سرپیچی نمی کنند .

جوانانی که به این محل ها می رفتند باید ظاهر و باطن مانند آنکه به خانه خدا و یا به محل مقدس دیگری می روند پاک باشند . در خاتمه ورزش برای بقاء و سعادت ملت و استقلال کشور و سلامت پیشوایان قوم و مرشدین و علمای دین و اقوام و بستگان و معلمین خود و مریض ها دعا نموده و برای فدائیان در راه وطن طلب آمرزش می کردند .

وسائل ورزش را در موقع شروع و ختم کار می بوسیدند . حتی زمین زورخانه را محلی مقدس می دانستند و آن را بوسیده و به هیچوجه آن را آلوده نمی کردند .

عملیات ورزشی بنا بر تشخیص پیشکسوتان که از سایرین مسن تر و با سابقه تر بوده برای جوانان تازه وارد تعیین می گردید . ورزشکاران از لحاظ سابقه و قدرت به این ترتیب تقسیم می شدند .

1-      تازه کار یعنی مبتدی

2-      نوخاسته یعنی تجربه دار

3-      نوچه یعنی برگزیده

4-      پهلوان یعنی قهرمان ( شامپیون )

5-      پیشکسوتان یعنی استاد

ضمناً برای هر یک در موقع ورود و خروج احترامات مخصوصی قائل می شدند که امتیاز آن ها معلوم می گردید .

چون این متد و اصول ورزشی از لحاظ ساختمان بنا و اجرای حرکات کاملاً مطابق با احتیاجات امروزه بشر نبوده و از لحاظ بهداشت و ورزش و تهویه تغییری لازم داشت از سال 1322 متصدیان امر ورزش ایران بفکر تغییرات لازم در محل و میزان کار آن برآمدند که بهترین و مجلل ترین و تمیزترین زورخانه در ایران با همت و علاقه مخصوص آقای ابوالحسن ابتهاج مدیرکل وقت بانک ملی ایران در تهران ساخته شده که بی نهایت مورد توجه و پسند کلیه اروپاییان است که به ایران می آیند و از آنجا بازدید می کنند ولی سنن اصلی و اسای و مقررات سابق زورخانه ها کاملاً حفظ گردیده است . تمام زورخانه های فعلی در ایران کاملاً تهویه می شوند و همه دارای دوش و لباس کنی و سایر لوازم ورزشی هستند . ایرانیان قدیم نه فقط بزور بازو اهمیت می دادند بلکه مردانگی و شجاعت و شهامت و وطن پرستی و درستی و راستی و پاکی بخصوص نوع دوستی و دستگیری از بیچارگان را شعار خود          می دانستند .

شاعری راجع به رستم پهلوان ما می گوید :

اگر رستم آنست که من دیده ام                                   من او را بمردی پسندیده ام

سر گرد دارد و ریش و دو شاخ                                کمر بند باریک و سینه فراخ

در این شعر از مردانگی یعنی شوالیه بودن رستم و تناسب اندام یعنی سینه فراخ و کمر باریک او تحسین می کند .

برگرفته از کتاب تاریخ ورزش تالیف مرحوم ابوالفضل صدری

با دوستان خود این مطلب را به اشتراک بگذارید

نظرات ارسالی

نظر خود را با دیگران به اشتراک بگذارید

 Color SchemeMost of the Elements in Website Secondary MenuSecondary Menu Background Color Links ColorColor of Hyperlinks