مـقالات ســایت

ورزش ها و بازي ها

🕔1394/09/28 0 Comments

ورزش ها و بازي ها ، برگرفته از کتاب زندگي مسلمانان درقرون وسطا نوشته علي مظاهري ترجمه مرتضي راوندي

در ميان ورزش هايي که مورد علاقه عمومي بود، نخست بايد از چوگان بازي و تيراندازي سخن گفت . بازي چوگان را بعدها انگليس ها در مملکت خود رواج دادند.

(جريد) عبارت از نوعي جنگ تن به تن که سواران مسلح در برابر يکديگر قرار مي گرفتند ، و اقدام به تيراندازي مي کردند . فقط سلاطين ، نجيب زادگان ، و افسران و سران سپاه به اين بازي سرگرم مي شدند . در هر شهر يک يا چند ميدان براي اين بازي در نظر مي گرفتند و در روز مقرر حريفان و بازيگران در ميدان حاضر مي شدند و در برابر چشم تماشاگران ، مردم شهري و خارجيان مسابقه شروع مي شد .

ابن جبير مکرر در سواد دمشق و در جوار برج و باروي قلعه السلطان و در حومه باب الفرج ناظر مسابقاتي از اين قبيل بوده که عده کثيري از مردم با شور و شوق فراوان به تماشاي آن مي پرداختند . مسابقه هاي اسب دواني نيز بسيار معمول بود ، و عده اي زيادي از مردم براي نظاره مسابقه و شرط بندي روي فلان يا بهمان اسب در ميدان هاي مخصوص جمع مي شدند.

درنتيجه مساعي باستانشناسان ميدان مسابقات اسب دواني سامره که بسيار جالب و در خارج شهر ساخته شده بود کشف شد . محيط اين ميدان 11 هزار و پانصد متر و شکل آن بيضي بود . علاوه بر اين ، در سامره ، ميدان چوگان بازي زيبايي ساخته بودند که در شرق قصر قرار داشت . در غالب بلاد ميداني براي تيرو کمان بازي پيش بيني شده بود ، و در وسط ميدان دکلي عظيم برپا         مي کردند و در بالاي آن به عنوان هدف کدوي بزرگي مي گذاشتند . در بغداد ( ميدان اشناس) بهترين و زيباترين ميدان براي تيرو کمان بازي بود .

ورزش عمومي و ملي اين دوران کشتي گيري و زور آزمايي بود.

امروز نيز کتاب هاي زيادي از آن دوره در دست است که با دقت بسيار هنر کشتي گيري پهلوانان را به شرح مي دهد. پهلوانان هنگام زور آزمايي شلواري کوتاه به پا مي کردند و در محله هاي بزرگ و سرپوشيده اي که براي اين منظور ساخته شده بود ، به زور آزمايي مشغول مي شدند . جمعيت زيادي هنگام کشتي گيري با سروصداي بسيار به تشويق رزمندگان مي پرداختند .         کشتي گيران قبل از آغاز مسابقه به يکديگر سلام و سپس با هم شروع به زورآزمايي مي کردند . داوران که از اساتيد کهنه کار اين فن بودند، در جريان مسابقه نظارت مي کردند تا دو نفر حريف کاملا اصول فني کشتي گيري را رعايت کنند . هر يک از        مسابقه دهندگان که زودتر شانه حريف را بخاک مي ماليد برنده اعلام مي شد و مورد تشويق عمومي قرار مي گرفت . پس از پايان کار غالب و مغلوب پيشاني يکديگر را مي بوسيدند تا به مردم نشان دهند که برخلاف مبارزه اي که داشتند دوستي آنان همچنان باقي است . معمولا قهرمانان پس از کسب پيروزي و شهرت در مسابقات محلي ، خود را براي مسابقه با حريفان شهرها يا ممالک ديگر آماده مي کردند. يکي از اهالي روم شرقي مي گويد که يکي از قهرمانان اصفهان يا همدان براي شرکت در نمايشي به مغولستان رفت. هر يک از آن ها معرف افتخارات ملي خود بودند . اين قبيل هنرمندان پول هنگفتي به دست مي آوردند و با شرايط خوب و مساعدي زندگي مي کردند و در هر حال براي حفظ نيروي بدني و احترام اجتماعي خود ناگزير به رعايت عفت و اصول اخلاقي بودند.

در ميان اين قهرمانان از يک هنرمند عاليقدر بين المللي نام مي برند که به علت زورمندي به « فيل» ملقب شده بود و از اين راه ميليارد ها پول به دست آورده بود.

کار او به جايي رسيد که حاضر نشد با يک شاهزاده خانم مغول که پدرش به عنوان قدرداني مي خواست به او دهد ازدواج کند .

در هر قصبه و شهر کوچکي ميداني براي بازي و زورآزمايي بچه هاي محلي مي ساختند ، و در شهر ها نيز محوطه سرپوشيده اي با طاق هلالي ساخته بودند  که در اطراف آن پله هايي در چندين طبقه براي پذيرايي  از تماشائيان تعبيه شده بود. و در قسمت عقب، اتاق هاي کوچکي براي لباس کندن و لباس پوشيدن و استراحت پهلوانان آماده شده بود ، اين تأسيسات ورزشي که اساس آن مأخوذ از دوره ساسانيان است ، به نام « فرهنگستان» خوانده مي شد . ورزش ها و تمرين هايي که در اين ورزشگاه ها صورت مي گرفت ريشه باستاني داشت . وهمه با آواز و موسيقي بود ، ورزشکاران پس از بلند شدن صداي طبل با آلات ورزشي و وزنه ها مشغول تمرين مي شدند . بعضي با آهنگ مخصوص به رقص و پايکوبي مي پرداختند . اين قبيل ورزش ها معمولا صبح زود شروع        مي شد،زيرا اکثر ورزشکاران و پهلوانان قبل از آغاز کار روزانه به ورزشگاه مي رفتند، بعضي ديگر از ورزشدوستان برحسب شغل خود شب ها و برخي ديگر ظهرها به فعاليت هاي ورزشي مي پرداختند . در بعضي از ساعات روز ، معلمين و استادان فن ورزش به زورخانه مي آمدند تا به نوآموزان و دوستداران ورزش راه و رسم آن را بياموزند . اکثريت جوانان بنا به مصلحت انديشي اطباي زمان به فراگرفتن فنون کشتي و زورآزمايي بيشتر راغب بودند ، چه اين ورزش را براي رشد و تکامل جسمي جوانان سودمند مي شمردند گاه مسابقات راه پيمايي ترتيب مي دادند و راه پيمايان و روندگاي حرفه اي در آن شرکت مي جستند . در جريان اين مسابقات بود که عده اي قدرت بيشتر و زانويي تواناتر داشتند براي ارسال نامه ها و رسانيدن پيام هاي رسمي برگزيده مي شدند.

مسئله شنا و ورزش هاي آبي بسيار مورد علاقه عمومي بود . در شهرهايي که در کنار دريا يا رودخانه قرار داشتند ، مسابقه هاي شنا بين هنرمندان اين رشته صورت مي گرفت.

علاوه بر اين در حمام ها نيز استخر بزرگي براي شنا مي ساختند . در کليه مسابقه هاي قهرماني کساني که پيروز مي شدند ، مورد ستايش و تحسين قرار مي گرفتند و مقداري پول نقد به آنان هديه مي شد . گذشته از اين هر يک از تماشائيان به عنوان پرداخت کرايه جايي که اشغال کرده بود مبلغي در ميدان ورزشي مي افکند . مسافرت هاي ورزشي نيز در آن دوره معمول بود . در اينجا غرض ما گفتگو از ولگرداني که بدون هدف از شهري به شهر ديگر مي رفتند نيست، بلکه مراد ما بحث درباره آن عده از مردم شهرنشين است که در فصل مناسب براي استفاده از آب و هواي مطبوع راه ييلاق را پيش مي گرفتند . گاه دولتمندان براي مدت چند ماه شهر و ديار خود را ترک مي گفتند و براي تأمين آسايش خود، با چهارپايان و قاطرهاي خود چادر سفر و کليه لوازم آشپزي را همراه      مي بردند و در يک نقطه ييلاقي مستقر مي شدند .

شکار نيز در اين دوران طرفداران بسيار در بين مردم ده نشين و شهرنشين داشت . ولي بهترين شکارچيان ، سلاطين ، شاهزادگان  فئودال هاي بزرگ و سپهسالاران و دستياران آن ها بودند . آن ها شکارگاه هاي متعدد داشتند که به وسيله مراقبان مخصوصي نگهباني مي شد . شکارچيان آن دوران به کمک تير و کمان و منجنيق و با استفاده از نوعي طناب و تسمه چرمي و با گلوله هاي مخصوصي که از لوله هاي فلزي به سوي شکار پرتاب مي کردند قادر بودن انواع و اقسام حيوانات را شکار کنند. سگ هاي شکاري ، بازها ، قوچ ها به شکارچيان کمک مي کردند . کتاب هايي در زمينه طرز نگاهداري و تربيت وقوچ از دوران تمدن اسلامي به يادگار مانده است . شکارچيان در جريان کار از قوچ بيشتر از سگ استفاده مي کردند، زيرا به حکم شرع اسلام سگ را نجس مي شمردند و از خوردن حيواناتي که به وسيله سگ حمل شده بود خودداري مي کردند. بسياري از شکارچيان سگ شکاري براي حمل حيوانات حرام گوشت همراه خود مي بردند و برخي از شکارچيان از عقاب و شاهين استفاده مي کردند ، زيرا اغلب شکارچيان انواع سگ هاي شکاري را نمي شناختند و يا به آن دسترسي نداشتند . در کتاب هاي آن روزگار از بعضي از انواع سگ هاي شکاري نظير سگ آفريقايي و سگ هاي شکاري چابک و پابلند اطراف فرات و سگ هاي کوهنوردي افغاني ( که پشمالو و پوزه اي راست داشتند و با سگ هاي تبتي از يک نژاد بودند) سخن به ميان آمده است .

وقتي که پادشاهي با خانواده خود به قصد شکار حرکت مي کرد ، مراقب ها و همراهان و ساير عمال ، انواع مواد غذايي و اثاث و ساير وسايل لازم را آماده مي کردند. سپس شکارچيان مخصوص با اسب هاي خود قبلا حرکت مي کردند . تا محل مناسبي براي استقرار مخدوم خود انتخاب کنند . گاه در يک دشت صاف و يا عريان مستقر مي شند تا بهتر بتوانند حرکت گله هاي غزال و گورخر را تشخيص دهند. گاه در نيزارها موضع مي گرفتند تا بتوانند به بعضي ماهي ها و پرندگان دريايي و مرغابي هاي وحشي دسترسي پيدا کنند . در اين موارد قوچداران و شکارچيان در محلي مخفي مي شدند، و قوچ ها و بازهاي شکاري را روي انگشت خود نگاهداري مي کردند. همينکه مراقب مخصوصي طبل را به صدا درمي آورد و شکارها از نيزارها و پناهگاه هاي خود فرار مي کردند حيوانات شکاري را رها مي کردند در اين موقع عقاب اوج مي گرفت و به آرامي روي شکار خود فرود مي آمد و شکار را در حالي که کور و بي حرکت شده بود در اختيار شکارچي مي گذاشت . شکارچيان نيز بي درنگ حيوان شکاري را مي کشتند ، تا گوشتش حرام نشود . براي دستگير کردن مجدد عقاب ها و بازها يک تکه جگر به آن ها مي دادند و سپس آن ها را براي گرفتن شکاري ديگر آماده مي کردند .

سلاطين و شاهزادگان ، گاهي به شکار شير و خرس مي رفتند و گاه گورخر و خر وخشي را به کمک يوزي که از مدت ها پيش تربيت و رام شده بود ، شکار مي کردند. براي اين کار يوزيان اين صورت حيوان را با نقابي مي پوشانيد و با گاري کوچکي او را به محل شکار مي آورد . همينکه گله گورخران از دور نمايان مي شد ، مستحفظ بي درنگ نقاب را از چشم يوز برمي داشت و حيوان را آزاد مي گذاشت . حيوان بي درنگ روي يکي از شکارها مي جست، سپس نگهبان پلنگ را دستگير و به قفس خود هدايت مي کرد .

در مقابل اين شکارچيان که هدف اصلي آن ها بيشتر تفريح و ورزش بود، عده اي از کشاورزان و شکارچيان حرفه اي ، از طريق شکار حيوانات زندگي و امرار معاش مي کردند و گاه شکار را براي فروش به نزديکترين بازارها هدايت مي کردند.

به طور کلي در ممالک اسلامي حيوان هاي شکاري وجود داشت ، ولي ايران از جهت تنوع حيوانات شکاري، بر ديگر کشورها برتري داشت . زيرا در جنگل هاي دست نخورده گرگان ، ببر و خرس بخور و در خوزستان شير و خرس سياه و در جنوب حيوان هاي شکاري کوچکتر تقريباً هه ديده مي شد .

گله هاي آهو و گوزن در جنگل هاي مجاور درياي خزر و مراتع زاگرس بسيار بود . در جلگه هاي پر علف ، غزال و در مناطق کوهستاني بز کوهي فراوان بود، گوخر نيز در جلگه هاي مجاور در شوره زارها بسيار بود. گاهي کشاورزان آن ها را شکار و از بعضي از آن ها به عنوان مرکوب استفاده مي کردند .  گراز و خوک در مناطق شمالي بسيار زياد بود و چون اين حيوان ها شکار نمي شدند . مسلمين از خوردن گوشت آن ها خودداري مي کردند شماره آن ها رو به فزوني بود .

در مناطق طبرستان ، گرگان و رويان که مرکز طبرستان بود. شکارچيان به انواع حيوان هاي شکاري دسترسي داشتند . غير از خرگوش که بسيار کم بود، گله هاي بزرگ گوسفند وحشي در مناطق شرقي ايران بسيار ديده مي شد . در بين النهرين شکار شترمرغ که گوشتي مطبوع داشت مورد علاقه شکارچيان بود .

پرندگان شکاري بسيار متنوع و فراوان بودند، شکاري آن ها در همه جا کمابيش به وسيله تير و کمان و شاهين و يا به کمک تورهاي شکار معمول بود . کبک ، قرقاول ماده ، که اقسام مختلف داشت، شانه به سر ، بلدرچين و کبوتر نيز زياد بود، و اکثراً براي خود لانه هايي در زيرزمين تعبيه مي کردند . مهمترين شکار مورد علاقه ، قو وغاز بود . اين حيوان ها به حد وفور در سواحل بحر خزر و سيستان ديده مي شدند . هنگامي که اين حيوان ها به طور دستجمعي در آسمان به پرواز در مي آمدند مردم مي گفتند ابري دودي رنگ با صدايي گيج کننده به پاخاسته است .

در صحراي عربستان به نام شکار چيزي جز شترمرغ ،سوسمار،مارمولک و مار ديده نمي شد و گوشت آن ها را مردم بومي آن منطقه به عنوان غذا مورد استفاده قرار مي دادند.

با دوستان خود این مطلب را به اشتراک بگذارید

نظرات ارسالی

نظر خود را با دیگران به اشتراک بگذارید

 Color SchemeMost of the Elements in Website Secondary MenuSecondary Menu Background Color Links ColorColor of Hyperlinks